تبليغاتX
سلامت و سبز باشید
سلامت و سبز باشید

سلامت, روانشناسی

برای همه ما تا کنون بارها و بارها اتفاق افتاده که گرفتار اوضاعی نابسامان از لحاظ روحی شده ایم .در میان این اوضاع آشفته چه کرده ایم؟


:ادامه مطلب:
نوشته شده در یکشنبه 1388/09/29ساعت 8:29 قبل از ظهر توسط ملینا |

عید غدیر خم مبارک 

جلوه‏گر شد بار ديگر طور سينا در غدير 
ريخت از خم ولايت مى به مينا در غدير

رودها با يكدگر پيوست كم‏كم سيل شد 
موج مى‏زد سيل مردم مثل دريا در غدير

هديه جبريل بود«اليوم اكملت لكم» 
وحى آمد در مبارك باد مولى در غدير

با وجود فيض«اتممت عليكم نعمتى» 
از نزول وحى غوغا بود غوغا در غدير

بر سر دست نبى هر كس على را ديد گفت‏ 
آفتاب و ماه زيبا بود زيبا در غدير

بر لبش گلواژه«من كنت مولا»تا نشست‏ 
گلبن پاك ولايت شد شكوفا در غدير

«بركه خورشيد»در تاريخ نامى آشناست‏ 
شيعه جوشيده‏ست از آن تاريخ آنجا در غدير

گرچه در آن لحظه شيرين كسى باور نداشت‏ 
مى‏توان انكار دريا كرد حتى در غدير

باغبان وحى مى‏دانست از روز نخست‏ 
عمر كوتاهى‏ست در لبخند گلها در غدير

ديده‏ها در حسرت يك قطره از آن چشمه ماند 
اين زلال معرفت خشكيد آيا در غدير؟

دل درون سينه‏ها در تاب و تب بود اى دريغ‏ 
كس نمى‏داند چه حالى داشت زهرا در غدير

 شاعر:محمد جواد غفورزاده(شفق)

 

نوشته شده در شنبه 1388/09/14ساعت 8:16 قبل از ظهر توسط ملینا |

 
 
پرسیدم .....
چطور ، بهتر زندگي کنم ؟ 

با كمي مكث جواب داد :

گذشته ات را بدون هيچ تأسفي بپذير ،

با اعتماد ، زمان حالت را بگذران ،

و بدون ترس براي آينده آماده شو .

ايمان را نگهدار و  ترس را به گوشه اي انداز  .

شک هايت را باور نکن ،

وهيچگاه به باورهايت شک نکن .

زندگي شگفت انگيز است ، در صورتيكه بداني چطور زندگي کني .

پرسيدم ،

آخر .... ،

و او بدون اينكه متوجه سؤالم شود ، ادامه داد :

مهم اين نيست که قشنگ باشي ... ،

قشنگ اين است که مهم باشي ! حتي براي يک نفر .

كوچك باش و عاشق ... كه عشق ، خود ميداند آئين بزرگ كردنت را ..

بگذارعشق خاصيت تو باشد ، نه رابطه خاص تو با کسي .

موفقيت پيش رفتن است نه به نقطه ي پايان رسيدن ..

داشتم به سخنانش فكر ميكردم كه نفسي تازه كرد وادامه داد ... :

هر روز صبح در آفريقا ، آهويي از خواب بيدار ميشود و براي زندگي كردن و امرار معاش در صحرا ميچرايد ،

آهو ميداند كه بايد از شير سريعتر بدود ، در غير اينصورت طعمه شير خواهد شد ،

شير نيز براي زندگي و امرار معاش در صحرا ميگردد ، كه ميداند بايد از آهو سريعتر بدود ، تا  گرسنه نماند .

مهم اين نيست كه تو شير باشي يا آهو ... ،

مهم اينست كه با طلوع آفتاب از خواب بر خيزي و براي زندگيت ، با تمام توان و با تمام وجود شروع به دويدن كني ..

به خوبي پرسشم را پاسخ گفته بود ولي ميخواستم باز هم ادامه دهد و باز هم به ... ،

كه چين از چروك پيشانيش باز كرد و با نگاهي به من اضافه كرد :

زلال باش ... ،‌      زلال باش .... ،

فرقي نميكند كه گودال كوچك آبي باشي ، يا درياي بيكران ،

زلال كه باشي ، آسمان در توست .

 

نوشته شده در یکشنبه 1388/09/08ساعت 1:42 بعد از ظهر توسط ملینا |

 

توصيه‌هاي دکتر کارل دي وک:

برا ي موفقيت خودتان

در کار: به جاي اينکه اجازه دهيد مقدار حقوق‌ و پاداش‌هايتان و مقام‌تان در کار، ميزان رضايت‌مندي‌تان را از کارتان تعيين کند، ازخودتان بپرسيد که هنوز از کارتان چيزهايي ياد مي‌گيريد؟ اگر جواب‌تان مثبت است يعني شما کاري داريد که به شما اين فرصت را مي‌دهد که يک ذهن پويا داشته باشيد. به چالش‌هاي کارتان به چشم فرصت نگاه کنيد تا مسايل استرس‌زا. اگر يادگيري از شغل‌تان پايان يافته است، پس يک راه جديد براي رشد پيدا کنيد يا دنبال يک شغل جديد باشيد.

در روابط: سرزنش هيچ وقت حلال مشکلات نبوده است. پافشاري روي اينکه حق باشماست فقط مخصوص ذهن‌هاي متحجر است. دفعه ديگر وقتي وسوسه شديد که طرف‌تان را سرزنش کنيد و تقصير را گردن او بيندازيد به ياد آوريد که نکته اصلي ازدواج حمايت از يکديگر درمقابل مشکلات و براي پيشرفت است.

در افسردگي: افراد افسرده تمايل دارند اين باور را بپذيرند که راه چاره‌اي دارند. به جاي اينکه خود را شکست‌خورده نهايي بدانيد، به خودتان مثل يک از خط خارج شده‌ موقت فکر کنيد. اغلب فکر مي‌کنيم که شخصيت استوار و تغييرناپذير است ولي يافته‌ها نشان مي‌دهند که حتي قسمت اصلي شخصيت ما مي‌تواند تغيير کند، اگر ذهني پويا داشته باشيم.

منبع: هفته نامه سلامت

 

نوشته شده در چهارشنبه 1388/08/27ساعت 8:41 قبل از ظهر توسط ملینا |

    این روزها اغلب افراد بویژه خانمها بدلیل عوارض تیرگی - کبودی -پف کردن و گودی زیر چشم به متخصصین پوست و چشم و تغذیه مراجعه می کنند.براستی علت ایجاد این عارضه چیست و تحت چه عواملی بوجود می آید؟

 این عارضه به نام چشم راکونی یا raccoon eyes معروف بوده و به دلایل گوناگونی پدید می آید. سیاهی اطراف چشم ها باعث ایجاد چهره ای پیر و خسته در افراد می شود.
پوست زیر چشم به دلیل نازک بودن یکی از ظریف ترین قسمت های بدن است. مقدار زیادی عروق خونی در ناحیه حساس و آسیب پذیر چشم ها وجود دارند که اگر این عروق خونی مسدود شوند به ظاهر شدن حلقه های سیاه اطراف چشم کمک می کنند.
لایه هایی از چربی و عضلات، اطراف چشم را در بر گرفته اند. کار عضلات، نگهداری چربی های اطراف پلک های بالا و پائین، در جای اصلی خود است. هنگامی که پیرمی شویم، پوست و عضلات حالت کشسانی و الاستیسیته خود را از دست می دهد. این امر باعث شل شدن و افتادگی پوست اطراف چشم ها می گردد.

دلایل:

سیاهی اطراف چشم ها می تواند به چند دلیل ایجاد شود.

۱- وراثت:  وراثت یکی از عوامل پیدایش سیاهی اطراف چشم به شمار می رود که در پوست های روشن بیشترمشاهده می شود.

۲- کم خوابی و بد خوابی:  نیز یکی دیگر از دلایل پدیدار شدن عروق خونی در زیر چشم ها می باشد.

۳- قرار گرفتن در معرض نور خورشید:  که این امر خود باعث پیدایش لک ها و چروک های زود رس شده و سیاهی اطراف چشم را نیز به دنبال دارد.

۴-افزایش سن :یکی دیگر ازعواملی است که باعث نازک شدن لایه های چربی اطراف چشم می شود، این امر سبب پیدایش فرورفتگی زیر چشم ها می گردد.

۵- کاهش وزن و رژیم لاغری : کسانی که کاهش وزن داشته اند نیز دچار این عارضه می شوند.

راه حل:

چندین راه حل ساده برای کاهش دادن سیاهی اطراف چشم ها وجود دارد .

۱- در مدت شبانه روزحداقل هشت ساعت خواب پیوسته داشته باشید.

۲- رژیم غذایی صحیح را انتخاب نمائید،

۳- از خوردن نمک و کشیدن سیگار که یکی از عوامل رسوب مایع در زیر چشم ها وایجاد ورم در آنها می باشد، پرهیز کنید.

۴-  به طرز خوابیدن خود دقت کنید، به هنگام خواب، سر را کمی بالاتر از سطح بدن قرار دهید تا جاذبه زمین باعث تجمع مایع بیشتر در زیر چشم ها نشود. عدم رعایت این حالت باعث پیدایش هاله سیاه و پف اطراف چشم خواهد شد.

۵- اطراف چشم را با یک کرم مرطوب کننده که دارای خاصیت آنتی اکسیدان تقویت کننده و مراقبت کننده پوست در برابر اثرات سو محیطی است، چرب کنید. از گیاهانی که دارای مواد رطوبت زای طبیعی هستند مانند عصاره چای سبز، عصاره انگور و ویتامین K، Eو C استفاده کنید. اگرسیاهی اطراف چشم شما بسیار شدید می باشد توصیه می شود با متخصص پوست مشورت کنید.

البته ناگفته نماند که این مشکل با درجات متفاوت در بسیاری از افراد دیده می شود. داشتن زندگی سرشار از آرامش، تغذیه سالم و خواب کافی بسیاری از مشکلات از جمله کبودی دور چشم ها را برطرف می کند.
سلامت و سبز باشید.

ملینا

نوشته شده در دوشنبه 1388/08/18ساعت 11:32 قبل از ظهر توسط ملینا |

 

آغاز کن

همین لحظه را دریاب

خودت را پیدا کن

تو می توانی خودت را از گذشته رها کنی

ذهنت را از آشفتگی ها و از آنچه که تو را آزار می دهد پاک کن

سعی کن شادی را در درونت دریابی

اگر تو شاد باشی انرژی ات را به دیگران نیز می بخشی

چرا اینقدر خودت را درگیر کردی ؟

چه چیزی تورا گرفتار کرده ؟

همسرت . فرزندت و یا ....؟

نگران نباش .

لحظه ای فکر کن .

متوجه می شوی تمام  آنچه که ذهنت را به آن معطوف کردی

چیزی جز تیرگیهای گذشته و ترس از آینده نیست.

حال را دریاب.

زمان می گذرد زمانه نیز هم.

رد می شوی .

 جوان هستی و جوانی نمی کنی .

پیر می شوی.

ولی خودت را گم کرده ای.

من به تو ایمان دارم .

 می دانم که قدرت درونیت بیش از اینهاست .

تو می توانی خودت را از بند هر آنچه گرفتارت کرده برهانی.

انرژیهای منفی را از خودت دور کن.

زیبائیها را به درونت راه بده .

به هیچ نیرویی جز نیروی ذات اقدس الهی متکی نباش .

فقط اوست که میتواند به تو کمک کند .

به او توکل کن و از او بخواه که روشنایی را به زندگیت و به قلبت ببخشد.

 

دوستت دارم دوست من.

نوشته شده در دوشنبه 1388/08/11ساعت 9:56 قبل از ظهر توسط ملینا |

 

پروردگارا مرا وسیله ای قرار بده برای بسط و گسترش آرامش خودت.

پروردگارا یاریم کن تا:

در دلهای آکنده از نفرت بذر عشق و دوستی بکارم .

در دلهای رنجیده.......... عفو و بخشش.

در دلهای آکنده از تردید......... یقین .

در دلهای نا امید ......... امید .

در دلهای مملو از ظلمت .........نور.

در دلهای غمگین ............. شادمانی.

آه خدای من یاریم ده تا:

همانطور که به فکر تسکین غم و درد خویش هستم برای تسکین دیگران نیز بکوشم.

همانگونه که می خواهم مرا درک کنند بتوانم دیگران را درک کنم .

به همان اندازه که دوست دارم در مورد عشق و محبت قرار گیرم به دیگران عشق و محبت نثار کنم .

زیرا  معتقدم آنچه را که می بخشیم دریافت خواهیم کرد.

با عفو و بخشش دیگران مورد بخشش قرار خواهیم گرفت .

و با مرگ حیات مادی ..........در دنیای ابدی متولد می شویم.

(فرانسیس مقدس)

 

نوشته شده در دوشنبه 1388/08/04ساعت 1:29 بعد از ظهر توسط ملینا |

  تولدت مبارک

                             عزیز دلم   

                            دختر گلم       

                      تنها ثمره عشق من 

                             رومیناجون    

              تولد تولد تولدت مبارک 

                 تولد ۳ سالگیت مبارک گلم

                         نازنین دخترم

  امیدوارم بتونم برات اونطوری باشم که باید باشم یعنی

                بهترین مادر دنیا

      بچه ها زود بیاین تولده تولد

 

نوشته شده در یکشنبه 1388/07/26ساعت 12:25 بعد از ظهر توسط ملینا |

 

یکی بود ، یکی نبود. آن یکی که
وجود داشت ، چه کسی بود؟ همان خدا
بود و غیر از خدا هیچکس نبود. این
قصه را جدی بگیرید که غیر از خدا
هیچ کس نیست.
 

استادى از شاگردانش
پرسيد: چرا ما وقتى عصبانى هستيم
داد مي‌زنيم؟ چرا مردم هنگامى که
خشمگين هستند صدايشان را بلند
مي‌کنند و سر هم داد مي‌کشند؟

شاگردان فکرى
کردند و يکى از آن‌ها گفت: چون در
آن لحظه، آرامش و خونسرديمان را از
دست مي‌دهيم.


استاد پرسيد:
اينکه آرامشمان را از دست مي‌دهيم
درست است امّا چرا با وجودى که طرف
مقابل کنارمان قرار دارد داد
مي‌زنيم؟ آيا نمي‌توان با صداى
ملايم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که
خشمگين هستيم داد مي‌زنيم؟

شاگردان هر کدام
جواب‌هايى دادند امّا پاسخ‌هاى
هيچکدام استاد را راضى
نکرد.


سرانجام استاد چنين توضيح داد:
هنگامى که دو نفر از دست يکديگر
عصبانى هستند، قلب‌هايشان از
يکديگر فاصله مي‌گيرد. آن‌ها
براى اين که فاصله را جبران کنند
مجبورند که داد بزنند. هر چه ميزان
عصبانيت و خشم بيشتر باشد، اين
فاصله بيشتر است و آن‌ها بايد
صدايشان را
بلندتر کنند.


سپس استاد پرسيد: هنگامى که دو
نفر عاشق همديگر باشند چه اتفاقى
مي‌افتد؟ آن‌ها سر هم داد
نمي‌زنند بلکه خيلى به آرامى با
هم صحبت مي‌کنند. چرا؟ چون
قلب‌هايشان خيلى به هم نزديک است.
فاصله قلب‌هاشان بسيار کم است .


استاد ادامه داد: هنگامى که
عشقشان به يکديگر بيشتر شد، چه
اتفاقى مي‌افتد؟ آن‌ها حتى حرف
معمولى هم با هم نمي‌زنند و فقط در
گوش هم نجوا مي‌کنند و عشقشان باز
هم به يکديگر بيشتر مي‌شود.


سرانجام، حتى از نجوا کردن هم
بي‌نياز مي‌شوند و فقط به يکديگر
نگاه مي‌کنند. اين هنگامى
است که ديگر هيچ فاصله‌اى بين
قلب‌هاى آن‌ها باقى نمانده باشد.

امیدوارم روزی رسد که تمامی انسان ها قلب هایشان به یکدیگر نزدیک شود.

 

نوشته شده در چهارشنبه 1388/07/15ساعت 1:37 بعد از ظهر توسط ملینا |

 

اگر فرصت داشتم دوباره کودکم را بزرگ کنم
سعی می کردم درباره اش کمتر بدانم اما بیشتر به او توجه کنم
بیشتر در آغوشش می گرفتم و کمتر اورا به زور می کشیدم.
از جدی بازی کردن دست بر می داشتم و
بازی کردن را جدی می گرفتم
به جای اصول راه رفتن
اصول پرواز کردن و دیدن را با او تمرین می کردم.
بیشتر از آنچه عشق به قدرت را یادش دهم
قدرت عشق را به می آموختم.
......
پس این فرصت ُموهبتی الهی است که هیچگاه دوباره باز نخواهد گشت.

 

نوشته شده در یکشنبه 1388/07/12ساعت 1:56 بعد از ظهر توسط ملینا |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت